|
مقاومت خاطرات تلخ و شیرین از مقاومت در فلسطین و ممالک اسلامی
| ||
![]() هجوم به نوار غزه نسخه اي ديگر از جنگ 33 روزه است كه اسر اييل عليه حزب الله لبنان به راه انداخته بود.اين جنگ نوعي شرط بندي براي سركوبي مقاومت است كه بين اسراييل و آن دسته از كشورهاي عربي كه در سال هاي اخير از آنان به عنوان كشورهاي ميانه رو نام برده مي شود منعقد شده است حال بايد ديد در اين شرط بندي چه چيز عايد اعراب به اصطلاح ميانه رو با اسراييل مي شود. آنچه پيداست اينكه نگاهي به سرنوشت جنگ 33 روزه نشان مي دهد نتايج چنين شرطبنديهايي در ميدان عمل مشخص مي شود و گاه اين نتايج بسيار دور از انتظار است چنان كه در جنگ 33 روزه برخلاف تصور حاميان اصلي اسراييل آنكه شكست خورده بود اسراييل و اعراب مخالف با حزبالله بودند. مقايسه بين هجوم به غزه با جنگ 33 روزه بدين سبب است كه اين دو هجوم از زواياي مختلف به هم شباهت دارند، جنگ 33 روزه با هدف بازگرداندن اعتماد به نفس برباد رفته ارتش اسراييل بود و هجوم به غزه نيز با هدف بازگردان هيبت ورشكسته اسراييل است ، آن جنگ براي نابودي حزبالله بود و اين جنگ براي نابودي حماس، آن جنگ براي مسلط كردن گروههاي 14 مارس (مخالف حزب الله) بر تمامي امور كشور لبنان بود و اين جنگ با هدف واگذاري تمامي امور فلسطين به تشكيلات خودگردان است، در آن جنگ نيز شيوه و راهبرد هجومي اسراييل حمله به تاسيسات و مناطق مسكوني و غير نظامي بود تا از اين طريق رعب و وحشت در دل لبناني ها افكنده شود و حال همين استراتژي در نوار غزه در حال تكرار است، خون مردم بي دفاع لبنان بهايي براي بازيابي مجدد محبوبيت اولمرت بود كه به شدت مخدوش شده بود و حال خون مردم بي دفاع غزه بهاي براي تبلغات انتخاباتي دو حزب كاديما و كار عليه ليكود است. در نبرد 33 روزه حزب الله با تمام توان در برابر تجهيزات نظامي اسراييلي و آمريكايي و حمايت گسترده عربي از سياست نابودي حزب الله كه در عرصه هاي سياسي، معنوي و مالي در جريان بود مقاومت كرد و با كنار زده شدن ابعاد مختلف اين معركه انهايي كه تا ديروز در انتظار نابودي حزب الله بودند ... ادامه مطلب [ دوشنبه 9 خرداد1390 ] [ 14:14 ] [ علی جان ]
![]() در سال 1948 كه اسراييل در بخش بزرگي از خاك تاريخي فلسطين ابراز موجوديت كرد تا در ادبيات فلسطين روزي با عنوان روز فاجعه وارد شود هنوز نوار غزه تحت اشغال اسراييل نبود، اين منطقه تا 5ژوئن 1967 تحت نظر مصر اداره مي شد اما جنگ شش روزه سبب شد تا نوار غزه و كرانه باختري نيز به اشغال اسراييل در آيد. اين باريكه 62 كيلومتر مرز خشكي با مصر و اراضي اشغالي دارد كه در اين ميان 51 كيلومتر آن با اراضي اشغالي مشترك است. با آغاز شكل گيري اسراييل نوار غزه شاهد اسكان بسياري از آوارگان فلسطيني شد و اين امر سبب 1 ميليون نفر در سال 2008 برسد كه 76 درصد اين جمعيت / شد تا آمار جمعيتي اين منطقه كوچك به 5 را آوارگان فلسطيني تشكيل ميدهند، آوارگاني كه سرزمين اصلي آنها مناطقي چون بئر الشبع، يافا، مجدل و عسقلان است كه پس از اشغال اسراييل به شهركهاي صهيونيست نشين تبديل شده اند. نوار غزه در تاريخ با اشغالگري هاي زيادي مواجه شد اما اشغال اين منطقه به دست رژيم صهيونيستي خونينترين و دهشتناكترين اشغال بوده است. ساختار جمعيتي غزه بسيار جوان است به گونه اي كه 50 درصد جمعيت اين منطقه را كودكان تشكيل ميدهند . سياست هاي رژيم صهيونيستي عليه غزه از سال هاي 1967 تا كنون سبب شد تا ميزان بيكاري در اين منطقه به بيش از 60 درصد برسد و ساكنان آن در فقر شديد به سر برند. اين سياستها ميانگين مرگ و مير كودكان در غزه را بالاترين آمار در جهان قرار داده است. ادامه مطلب [ یکشنبه 8 خرداد1390 ] [ 3:18 ] [ علی جان ]
![]() مردی از پشت بام خانه ی دو طبقه ی واقع در محلّه های کناری غزه ایستاده و به نقطه ی دوری چشم دوخته بود. از چشم برهنه نگاه و زُل زدن خسته شده، دوربین را به دست گرفته نگاه خود را ادامه داد. محل نگاه کردن هاشم شهرک یهود نشین نزدیک غزه بود. به چند ساختمان، در ورودی شهرک تمرکز کرده و اطراف آن جا را بررسی می کرد.این مکان کلانتری شهرک بود. رفت و آمد سربازان اشغالگر، ماشین های جنگی پارک کرده در اطراف، بازرسی رفت و آمدها خیلی زود به چشم می خوردند. سنگر های اطراف کلانتری با گونی های شن مجهز شده، مثل دکه های بتونی بودند. "دور از منزل است" گفت با خودش. با موشک های قسّام آنجا را زدن سخت است. باید فکر دیگری شود. با سلام کردن سعید که از در وارد شده بود جا خورد. - علیکم السّلام سعید، خوش آمدی حالت چطور است؟ - ممنون هاشم، خوبم. راستی... با نگاهی کنجکاو به سعید نگاه می کرد که سعید ادامه داد... ادامه مطلب [ جمعه 9 اردیبهشت1390 ] [ 3:26 ] [ علی جان ]
فلسطین به لحاظ تاریخى، سرزمین اعراب فلسطین است. قبایل عرب کنعانى، بیش از هفت هزار سال قبل از میلاد، از منطقه مجاور (شبه جزیره العرب) به این سرزمین آمده و در آن سکنى گزیدند. پیش از آنکه قبایل دریاى مدیترانه Palest ( ( به این منطقه بیایند و با کنعانىها همزیستى کنند و نام «فلسطینى» بر اهالى آن غالب گردد، قبایل عربى- نظیر یبوسىها و فینیقىها در این سرزمین مىزیستهاند. موقعیت جغرافیایى فلسطین مساحت فلسطین- که در اشغال دشمن صهیونیستى است 27027 کیلومتر مربع است. فلسطین بخشى از بلاد شام (سوریه، اردن و لبنان) به شمار مىرود که از طرف شرق به اردن، از غرب به دریاى مدیترانه، از شمال و شمال شرقى به لبنان و سوریه و از جنوب به خلیج عقبه و صحراى سیناى مصر محدود مىشود...
ادامه مطلب [ پنجشنبه 1 اردیبهشت1390 ] [ 0:59 ] [ علی جان ]
![]()
کت خود را گرفته، به سرعت به سمت در رفت. در حال جواب دادن به دوستانش که داد می زدند بیرون رفت. - از خانه زنگ زدند. همسرم مریض احوال است. هر چه زودتر باید بروم. پلّه ها را جفت جفت پایین رفته به خیابان اصلی رفت. وارد راهی که هر روز مثل یک روبات طراحی شده سر کار می رفت و می آمد شد. سلیم، جوانی که تازه یک سال ازدواج کرده، بود. از کشته شدن پدرش توسّط سربازان اسراییلی به این زمان، یتیم بزرگ شده بود همانند کشور یتیم بزرگ شده ی خود. همسرش نُه ماه باردار بود. افزایش دردهای او زمان زمان تلاش های شیرینی به وجود آورده بود. " همه چیز در روال است " گفته بود، " نرمش های خود را ادامه دهد " اضافه کرده بود دکتر. با هیجان پدر شدن در طول نُه ماه نشسته و بر خاسته بود سلیم. سلیم که تند تند در کوچه ها در حال راه رفتن بود، شخصی یک آن هنگام پیچیدن به گوشه ای به او بر خورد کرد. یک باره خود را در زمین دید. شخص در حال فرار برگشته سلیم را بغل کرده با دست چیزی در کمرش قرار داد و آرام گفت... ادامه مطلب [ یکشنبه 28 فروردین1390 ] [ 17:39 ] [ علی جان ]
- عجله کن پسر عمو، دیر می مانیم. محی الدّین با تبسم به مالک نگاه کرد. با مالک پسر عمو بودند. هم سن و تقریباً دارای ساختار یکسان. محی الدّین یک جوان شاخص عرب بود و سبیل های او تازه در آمده، موهای او سیاه و چشم های زیبایش به مظلومیت جغرافیایی که در آن زندگی می کرد آگاهی داشت. گاهی اوقات با کمان و سنگی که در دست داشت با سربازان اسراییل غاصب در خیابان رو در رو بود... ادامه مطلب [ یکشنبه 28 فروردین1390 ] [ 7:59 ] [ علی جان ]
عشق ممنوع: - نام- نام خانوادگی؟ - محمد حجازی. - محل اقامت؟ - الخلیل - بگیر ببینم,میتونی بری. - کارهایم تمام شد؟ - تمام شد. - متشکرم. مدارکی که به طرفش دراز شده بود را با هیجان گرفت.با دست های لرزان با تمام احساس انها را درک کرد.به سمت خروج رفته و ساختمان را ترک کرد.در قلب خود هیجانی وصف نشدنی داشت.خوشحالی از چهره ی پیرمرد نمایان بود. پیرمردی 50 ساله و خمیده؛ از زمانی که چشمان خود را به روی دنیا باز کرده بود تا به امروز ظلم های اسراییل غاصب از سرش کم نشده وتمامی نداشت.سختی های دوران کودکی اش،با پا روی سن گذاشتن بیش و بیشتر شده بود.سختی را با خود بزرگ می کرد حجازی پیر.
ادامه مطلب [ یکشنبه 28 فروردین1390 ] [ 5:28 ] [ علی جان ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||